Background
Ibn ʿAbd al-Wahhab is generally acknowledged[6] to have been born in 1703[7] into the Arab tribe of Banu Tamim[8] in 'Uyayna, a village in the Najd region of the modern Saudi Arabia.[9][10]
ادامه مطلب
تبلیغات
Background
Ibn ʿAbd al-Wahhab is generally acknowledged[6] to have been born in 1703[7] into the Arab tribe of Banu Tamim[8] in 'Uyayna, a village in the Najd region of the modern Saudi Arabia.[9][10]
فراهم نگشتن حامی و نصرت دهنده ای که بتواند آنان را
یاری رساند.
ادامه مطلب
علمای یاوه گو و خرافه پرست حق را باطل و باطل را حق می
بینند و معتقد به ساختن بنا قبور، ایجاد مسجد بر آن دعا و خواندن مرده به جای خداوند و طلب استغاثه از او
بوده و چنین کارهایی را دین و آیین
پنداشته و گمان می برند هرکس آن را انکار نماید با صالحان درافتاده
و اولیا را دشمن داشته
و دشمنی است که جهاد با وی واجب است.
ادامه مطلب
جهاد بوسیله ی شمشیر شروع شد، و با گفتگو و روشنگری، با
دلایل و براهین و سپس دعوت به طریق جهاد با استفاده از شمشیرها ادامه یافت.
ادامه مطلب
بعد از وفات شیخ رحمة الله علیه فرزندان، نوادگان،
شاگردان و یاران دعوت و جهاد او
حرکتش را تداوم بخشیدند.
ادامه مطلب
پیش تر نامه های زیادی به علمای حرمین ارسال کرده بودند
و پس از آن این مکاتبات ادامه یافت و دعوت راه به جایی نبرد و اهل حرمین همچنان بر شیوه ی خویش در تعظیم
و بزرگداشت قبه
ها، برافراشتن گنبد و بارگاه بر قبرها و وجود شرك پیرامون آن و درخواست و سؤال از صاحبان قبر
ادامه می دادند.
ادامه مطلب
درباره ی ایمان همان چیزی را می گوید که سلف گفته اند؛ که ایمان با
گفتار و کردار آدمی است و افزوده و کاسته می شود. با طاعت و عبادت افزون شده و به گناه و نافرمانی
فروکاسته می شود.
ادامه مطلب
- مختصر صحیح البخاری
- التوحید فیما یجب من حق الله على العبید
- كشف الشبهات
- كتاب الكبائر
- أربع القواعد فی التوحید
- مختصر زاد المعاد
- استنباط القرآن
- السیرة المختصرة
- فضائل الإسلام
- أصول الإیمان
- تفسیر القرآن
- مختصر الإنصاف
- مختصر الشرح الكبیر
- مسائل الجاهلیة
- مفید المستفید
- الثلاثة الأصول
- آداب المشی فی الصلاة
نمایندگانی از مردم دسته دسته از هر جایی، از عینیه، عرقه، منفوحه، ریاض و دیگر جاها و شهرهای اطراف به سوی درعیه روانه می شدند. همچنان درعیه مکانی بود که مردمان از هرجایی به سوی آن هجرت نموده و به سخنان و درس های شیخ و دعوت ایشان به سوی خداوند و ارشاداتش در درعیه گوش فرامی دادند، دسته دسته یا به صورت انفرادی به آن جا راه می پیمودند.
ادامه مطلب
به این ترتیب وی به سوی شیخ در منزل محمد بن سویلم رفت و آهنگ وی نمود و بر وی سلام کرد و با وی به گفتگو نشست. گفت شیخ محمد، مژده باد به نصرت و امن و یاری و مساعدتت. شیخ نیز پاسخ گفت: و تو نیز مژده بادت به نصرت و تمكین و سرانجام پسندیده. این دین خداوند است و آنکه به یاری آن برخیزد خدواند به یاری بشتابد و آنکه آن را حمایت کند تایید و حمایت خداوند او را است و بزودی نتیجه ی این کار خویش را خواهی دید. گفت: یا شیخ، پس من با تو بر سر دین خداوند و پیامبرش و جهاد در راه خداوند بیعت می نمایم ولی می ترسم که اگر تو را حمایت و نصرت رساندیم و خداوند ترا پیروزی بخشید ما را به حال خود گذاشته و دیار دیگر را به جز دیار ما برگزینی و از زمین ما به جایی دیگر نقل مکان کنی. گفت: بر این با تو بیعت نکنم . . . با تو بر اینکه خون در برابر خون و ویرانی در برابر ویرانی بیعت کنم و هرگز از دیارت بیرون نشوم. بنابراین با وی بر نصرت و ماندگاری در آن شهر بیعت کرد و با امیر بماند تا او را کمک کرده و با وی در راه خداوند جهاد نماید تا آنکه دین خداوند آشکار و غالب گردد و به این ترتیب بیعت صورت گرفت و به انجام رسید.
آنگاه شیخ از آن جا خارج شده و راه خویش را از عیینه به سوی دیار درعیه تغییر داد. چنانچه تعریف می کنند وی پیاده به آن جا رفت و در پایان روز به آن دیار رسید. او عیینه را هم در آغاز روز با پای پیاده ترک نموده بود و امیر عثمان به بدرقه اش نیز نرفته بود. او در درعیه به خانه ی شخصی از بزرگان آنجا در بالای شهر رفت که محمد بن سویلم عرینی خوانده می شد و مهمان او شد. می گویند: این مرد چنان از آمدن مهمان مذکور می ترسید که زمین بر وی تنگ گشته بود و از امیر درعیه محمد بن سعود بیمناک بود. شیخ وی را آرام نمود و گفت: مژده باد ترا که آنچه من مردم را بدان فرامی خوانم دین خداوندی است و پروردگار بزودی آن را آشکار و غالب می سازد. این خبر به محمد بن سعود رسید و گویند: این خبر را یکی از صالحان به همسر وی رسانید، وی نزد او رفت و به وی گفته بود: محمد را از کار این مرد باخبر ساز و او را تشویق کن تا دعوت وی را بپذیرد و او را بر یاری و پشتیبانی وی ترغیب نما. همسر محمد بن سعود زنی پارسا و نیک کردار بود.
ادامه مطلب
خبر کار و بار شیخ به امیر احساء و توابع آن از بنی خالد سلیمان بن عریعر خالدی رسید که وی به سوی خداوند فرامی خواند و گنبدها را تخریب می کند و حدود خداوندی را اجرا می کند، این موضوع بر آن مرد بدوی سخت دشوار آمد.
بعد از این حادثه شیخ از آنجا خارج شده و به سوی عیینه راه افتاد و در همانجا نیز ساکن گردید. اشخاص فرومایه ی مذکور به این دلیل از وی به خشم آمده بودند که وی دست از امر به معروف و نهی از منكر باز نمی کشید و از حاکمان می خواست تا مجرمانی که از مردم سرقت کرده و آنان را آزار می رسانند و مالشان را به تاراج می برند را پی گیری نمایند.
ادامه مطلب
نسب ایشان :
شیخ محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان بن على بن محمد بن احمد بن راشد بن برید بن مشرف تمیمی، در سال 1115 هجری قمری (1703م) به دنیا آمد.
اصل ایشان به قبیله ی تمیم بازمی گردد. همان قبیله ای که موطن خویش را در منطقه ی نجد حفظ کرده است، و در آن استقرار یافته و موطن گزیده و زندگی بادیه نشینی را رها ساخته و به دیگر فعالیت هایی مانند کشت و زرع و تجارت مشغول گشته اند.
تحصیلات وی
وی در سال 1115 هجرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم به دنیا آمد.
نزد پدرش در روستای عیینه تحصیلاتش را آغاز نمود. این روستا زادگاه ایشان رحمة الله علیه بود. عینیه دهکده ای شناخته شده در یمامه، در نجد و شمال غرب شهر ریاض قرار دارد که تا شهر ریاض حدود هفتاد کیلومتر مسافت دارد و از سمت غرب نیز چیزی در همان حول و حوش است. ایشان رحمة الله علیه در آن جا به دنیا آمد و به شایستگی در آن پرورش یافت و بزرگ شد. در همان کودکی قرآن را فراگرفت.